۰۴ شهریور ۱۳۹۸

حضار غایب‌اند

دستام رو باز می‌کنم و چشمام رو می‌بندم و به حضار میگم اجازه بدید اجازه بدید و همه که ساکت شدند فکر می‌کنم که چی شد تا اینجای کار، و بعد میگم خب از اول.

۲ نظر:

יייפ‎ گفت...

:)

Unknown گفت...

یه چیزی بنویس. کجایی؟ حالت خوبه؟