ناصر قوام صفری، معلمم، در تعریف عشق می گفت: پسره میاد خونه، کفششو یه وری پرت می کنه، کیفشو یه ور، می افته رو تخت و زار زار گریه می کنه. پدر و مادرش میگن: چت شده؟ میگه: عاشق شدم. میگن: خب کیه؟ میگه: من نمی دونم. من عاشق شدم خودتون برید یکی رو پیدا کنید! حالا حکایت ماست این صبح جمعه ای!
:))
پاسخ دادنحذفسلام دوست عزیز شما اقای ناصر قوام صفری رو میشناسید؟
پاسخ دادنحذفسلام. لطف کنید ایمیل بزنید خودتون رو معرفی کنید تا درباره اش حرف بزنیم.
پاسخ دادنحذفmardegonde@gmail.con