همه اش اضطراب، کاش زودتر صبح می شد تا خلاص می شدم از این خواب های آشفته و بیدار می شوم، پالتویم را می پوشم ساعت تازه از 6 گذشته و نانوایی برای خریدن نان داغ شاید رها شوم از این آشفتگی در خیابان...
واسه این پستت یه کامنت نوشته بودم، اینترنت همراه اول طبق معمول قاطی کرده بود. نتونستم پستش کنم. تا مدت ها تو درافت موبایلم بود. شاید هنوزم باشه، لابلای خروارها حرف نگفته...
امان از دست این ضمیر های نا خودآگاه شیطون بلا.لامصبا هیچ جوره گول نمی خورن.
پاسخ دادنحذفامان از این خواب ها
پاسخ دادنحذفامان از ضمیر ناخودآگاه جمعی ما که مثل هم حرف می زنیم حتا :))
پاسخ دادنحذفهمه اش اضطراب، کاش زودتر صبح می شد تا خلاص می شدم از این خواب های آشفته و بیدار می شوم، پالتویم را می پوشم ساعت تازه از 6 گذشته و نانوایی برای خریدن نان داغ شاید رها شوم از این آشفتگی در خیابان...
پاسخ دادنحذفبگم عالی بود کافیه؟!
پاسخ دادنحذفمخلصم دون!
پاسخ دادنحذفواسه این پستت یه کامنت نوشته بودم، اینترنت همراه اول طبق معمول قاطی کرده بود. نتونستم پستش کنم. تا مدت ها تو درافت موبایلم بود.
پاسخ دادنحذفشاید هنوزم باشه، لابلای خروارها حرف نگفته...