۰۲ شهریور ۱۴۰۰
لطفا حافظهها را پاک کنید
›
تصاویری که هکرها از زندان اوین منتشر کردهاند یک کابوس قدیمی را برایم زنده کرده. این که در تمام مدتی که چشمهایم بسته بوده دوربینی آن لحظات...
۳ نظر:
۱۴ مرداد ۱۴۰۰
›
من خیلی کارها رو با شوق انجام دادهم. شوق رو میشناسم. با شوق غذا پختم. با شوق صبحانه آماده کردم. با شوق لباس پوشیدم. با شوق منتظر بودم. با...
۴ نظر:
۰۷ مرداد ۱۴۰۰
تو رو خدا احساساتی نشو
›
خیلی جوان که بودم رفته بودم سفر و برای دوستدختر اون زمانم نامهای نوشتم و وقتی برگشتم گفت نامهام رو از خودم بیشتر دوست داره و همیشه براش ن...
۱ نظر:
۰۲ مرداد ۱۴۰۰
تو آب چشمه شستم عشق قدیمیام رو
›
بچه که بودم تو قلعهحسنخان به قول داریوش «کوچهی قدیمی ما کوچهی بنبست» بود. و کوچهی بن بست باعث نزدیکی روابط میشه. ما بچهها یهسره تو ...
۲ نظر:
۲۹ تیر ۱۴۰۰
نیاز به کتک زدن و کتک خوردن
›
یه روز تو کوچه داشتم با دوچرخه میرفتم که یه بچهی دیگه با دوچرخه اومد کنارم و گفت تو از تهران اومدی؟ گفتم آره و تا گفتم آره یه لگد زد به دو...
۱ نظر:
۲۰ تیر ۱۴۰۰
›
آفتاب تیز میزنه تو چشمم و ابروهام رو تو هم میکشم که بتونم نگاهش کنم و میگه اینجوری که ابروهاتو تو هم میکنی زشت میشی مثل دالتونها میشی و...
۱ نظر:
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰
میمونها هم محبت سرشان میشود
›
آقای صمدپور معلم دوم و سوم دبستان من بود. جوان بود و خوشچهره و به رسم مردهای دههی شصت سیبیل پرپشتی داشت و صورتی همیشه تراشیده. مدرسهی ما...
۷ نظر:
۰۵ فروردین ۱۴۰۰
تو که اسمت شین داشت
›
یاد اون عید شیراز افتادم. اون عید عجیب که پر از اتفاق بود. گاهی اینجوری میشه. اتفاقها میان و مثل یه رقص جمعی دورت میگردن و میرن. من اول د...
۱۳ نظر:
۲۱ بهمن ۱۳۹۹
علیه یادها و خاطرهها
›
دلم میخواد وقتی مُردم انقدر بیآبرو و بیحیثیت باشم که هیچکس روش نشه بگه منو میشناخته. حتی برای حفظ آبروش دو تا فحش هم به قبر من نثار کنه....
۱ نظر:
۱۶ بهمن ۱۳۹۹
باید عواقب حرفهای نزده را بپذیریم
›
خواهرم به داییم مسیج داده که «شما باعث و بانی مرگ بابام هستی» و این باعث طوفانی در خانواده شده. این اولین بار تو این سی ساله که دربارهی ت...
۶ نظر:
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب