یك سرخپوست خوب
۱۲ فروردین ۱۳۹۱

چیزی برای دونستن نیست

›
آخرِ فیلم چیزهایی هست که نمی دانی لیلا حاتمی به علی مصفا این نخ رو میده که نظری به‏ش داره. حالا تو طول فیلم اسم همو نپرسیدن. مرد وقتی اینو م...
۸۷ نظر:
۱۰ دی ۱۳۹۰

›
امروز استعفا دادم. تا عيد بيشتر نميرم سر كار. هيچ تصوري ندارم كه بعدش چي ميشه. انگار همه جا رو مه گرفته.
۲۴ نظر:
۲۹ آذر ۱۳۹۰

پدر من بد منو نگاه مي كنه

›
شب يلداي سال هفتاد شنبه بود. در واقع شنبه ي متصل به يكشنبه. امتحان هاي ثلث اول كلاس سوم. من و خواهرم خونه حليمه خانوم همسايه مون بوديم. شوهر...
۲۱ نظر:
۱۷ آذر ۱۳۹۰

آی دلم وای وای وای دلم

›
من معمولن از مرخصی هام استفاده نمی کنم. سالی یه ماه مرخصی دارم که بیشترش دست نخورده می مونه. آخر سال نُه روزش به سال بعد منتقل میشه و معادل ...
۱۵ نظر:
۱۲ آذر ۱۳۹۰

داستان پسري كه كمرنگ شد

›
فقط يه بار تو زندگيم چاق شدم. البته بعد از تپلي گريزناپذير بچگي. همون سالهاي اولي بود كه اومده بودم شركت. يه پسري بود كه تو امور مالي كار مي...
۱۴ نظر:
۰۶ آذر ۱۳۹۰

بلند نشو از رختخوابت

›
باید دوربین از روی مونیتوری که این کلمات رویش نوشته می شود آرام بیاد روی کیبوردی که دستهای مضطربی تند تند دارد تایپ می کند و کم کم بیاد بالا...
۶ نظر:
۱۱ آبان ۱۳۹۰

در ستایش قدیمی شدن

›
ما خیلی از تصمیم های مهم زندگیمون رو تحت تأثیر درکمون از زمان می گیریم. این که بدونیم چقدر یه چیز باید طول بکشه. کی باید بریم به مرحله جدید....
۱ نظر:
۲۵ مهر ۱۳۹۰

در خیال

›
دو جای تهران هست که من تو خیالبافی های جاه طلبانه ام همیشه بهشون نظر داشتم. دو جای بسیار بزرگ در بهترین مناطق که باید کاربری اش عوض شه. یکی ...
۹ نظر:
۲۳ مهر ۱۳۹۰

›
خیلی بالا پایین کردم که اینو بنویسم یا نه. از اون حرف هاست که فاصله کلماتش با حسش خیلی زیاده و از من برنمیاد که فاصله اش رو کم کنم. ولی لازم...
۱۴ نظر:
۲۲ مرداد ۱۳۹۰

زوال بدن

›
من هیچ وقت چیزی رو نشکوندم. هیچ وقت در اتاق رو به هم نکوبیدم. هیچ وقت ول نکردم برم سفر. هیچ بلایی سر خودم نیاوردم. تمام این ده پونزده سالی ک...
۱۶ نظر:
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب
عکس من
محـمد
مشاهده نمایه کامل من
با پشتیبانی Blogger.