یك سرخپوست خوب
۰۷ مرداد ۱۳۹۰

›
زیرنویس تلویزیون نوشته شش ماه پس از رفتن حسنی مبارک... شش ماه؟ چرا زمان انقدر سریع می گذره؟ انگار دارم پرش می کنم. چرا پس اون شش ماه زندان ا...
۰۶ مرداد ۱۳۹۰

›
تابستان می گذرد من هنوز گرمم نمی فهمم
۱ نظر:
۰۲ مرداد ۱۳۹۰

›
این روزها حال خوب مثل خواب خوب می مونه همین که میاد می ترسی از دستش بدی که میدی!
۱ نظر:
۳۰ تیر ۱۳۹۰

›
قرار بود امروز با داداشم بریم اسپیلت بگیریم برای پذیرایی. اتاق من کولر داره ولی مامانم نمیاد تو اتاق من. میگه اتاقت یه چیزی داره مثل انرژی م...
۱ نظر:
۲۸ تیر ۱۳۹۰

›
لابد اثر پروانه ای است که هر چیز کوچکی از تو در من طوفان درست می کند
۱ نظر:
۲۳ تیر ۱۳۹۰

›
تصویر آخر نبرد رستم و سهراب، رستم لحظه های آخر، وقتی فهمیده کاری از دستش برنمی آد، دست از تقلا کشیده و سر پسرش رو به آغوش گرفته. یه تصویر ...
۶ نظر:
۰۵ تیر ۱۳۹۰

›
ببین جان من برای هر بار که بخواهی ببوسی و نبوسی برای هر بار که بخواهی بغل کنی و نکنی هر حرفی که روی دلت بماند به ازای هر بار دلتنگی ی...
۵ نظر:
۰۱ تیر ۱۳۹۰

›
گاهی وقت ها وسط روز چند دقیقه ای می میرم
۱ نظر:
۲۹ خرداد ۱۳۹۰

علیه فداکاری

›
مادرم بیست سال پیش بیوه شد و تصمیم گرفت باقی عمرِ بیست و هشت سالگی به مرگش را تنها بگذراند. طبق کلیشه جامعه بچه ها را بزرگ کند در تنگدستی و ...
۱۳ نظر:
۲۴ خرداد ۱۳۹۰

›
رسیدن به چند قدمی ایستگاه اتوبوس استرس داره. اتوبوس خیلی دیر به دیر میاد و یکهو از پیچ خیابون رد میشه و یه نیش ترمز می زنه و میره. اگه دو قد...
۳ نظر:
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب
عکس من
محـمد
مشاهده نمایه کامل من
با پشتیبانی Blogger.