۱۸ بهمن ۱۳۸۹
›
میگم چرا روتو می گیری؟ میگه نامحرم نشسته. میگم خب چادر سرته بسه، چرا روتو گرفتی دیگه؟ جواب نمیده. مادر من حتی بعد از انقلاب هم بی حجاب بود. ...
۳۱ نظر:
۱۷ بهمن ۱۳۸۹
›
بالای قفسه ادبیات خارجی کتابفروشی هاشمی یک اسپیلت هست که تابستان بروی خنک می شوی و زمستان بروی طبیعتن گرم. محل ییلاق و قشلاق من. بی سرخر کت...
۲ نظر:
۱۰ بهمن ۱۳۸۹
›
کات خوب نبود تو چته؟ دوباره می گیریم 9921 مین روز زندگی من
۳ نظر:
۰۷ بهمن ۱۳۸۹
کمپین چند تا امضا برای آزادی فیلمفروش محل ما
›
شما که قطعن یادتون میاد که تا همین هفت هشت سال پیش اگه خوره سینما بودید و شریان حیاتی تون به فیلم بسته بود چه زجری می کشیدید از نایابی فیلم ...
۵ نظر:
۰۳ بهمن ۱۳۸۹
›
انگار بشقاب پرنده دیده ام هیچ مدرکی ندارم که باور کند دلم تنگ شده است
۲ نظر:
۰۲ بهمن ۱۳۸۹
رنويي كه سربالايي آخر رو نمي كشه
›
يكي از بچه ها مي پرسه اگه فيلم پنج رو كسي غير از شما ساخته بود و اسم شما پشتش نبود اين قدر مورد توجه قرار مي گرفت؟ جواب ميده اسمم رو از تو ل...
۴ نظر:
›
کافه شلوغ بود. خواستم از بین آدم ها رد بشم که خوردم به میزی که وسط کافه بود. یه شطرنج بزرگ با مهره های سفالی که روش نوشته شده بود قیمت: 950 ...
۹ نظر:
۰۸ دی ۱۳۸۹
داستان میزعبدالله
›
زن میزعبدالله رو دم صبح وسط جاده پیدا کردند با چادر سیاه. نصف شب ماشین زده بود و کشته بود و در رفته بود. میز عبدالله برای اولین بار گریه کرد...
۱۸ نظر:
۲۸ آذر ۱۳۸۹
›
مي دونيد چيه من مي دونم چجوري مي ميرم هدفون تو گوشم يه ماشين بي هوا زيرم مي كنه فقط مي خوام بدونم سر كدوم آهنگ؟
۴ نظر:
۲۵ آذر ۱۳۸۹
ما اینجوریم
›
عمیقاً معتقدم بهترین راه حفاظت از حریم شخصی لخت شدنه
۷ نظر:
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب